دلتنگیها ودلنوشته های احسان برای فرزان
عاشقانه های دل برای بهترین معشوق دنیا

گل صداقت

دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده اي تصميم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندي مشورت کرد و تصميم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختري سزاوار را انتخاب کند.

وقتي خدمتکار پير قصر ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود،
دخترش گفت او هم به آن مهماني خواهد رفت. مادر گفت: تو شانسي نداري، نه ثروتمندي و نه خيلي زيبا.

دختر جواب داد: مي دانم هرگز مرا انتخاب نمي کند، اما فرصتي است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم.

روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت: به هر يک از شما دانه اي مي دهم،

کسي که بتواند در عرض شش ماه زيباترين گل را براي من بياورد.... ملکه آينده چين مي شود.

دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلداني کاشت.

سه ماه گذشت و هيچ گلي سبز نشد، دختر با باغبانان بسياري صحبت کرد و راه گلکاري را به او آموختند،

اما بي نتيجه بود، گلي نروييد.

روز ملاقات فرا رسيد ، دختر با گلدان خالي اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار
زيبايي به رنگها و شکلهاي مختلف در گلدان هاي خود داشتند.

لحظه موعود فرا رسيد. شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسي کرد و در پايان اعلام
کرد دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود.

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسي را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلي سبز نشده است.

شاهزاده توضيح داد:

اين دختر تنها کسي است که گلي را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسري امپراتور مي کند:


گل صداقت...

همه دانه هايي که به شما دادم عقيم بودند، امکان نداشت گلي از آنها سبز شود.

 


چهارشنبه 12 بهمن 1390
:: 17:16 ::  نويسنده : احسان

شاید این جمله را به همراه شکایت و غرغر از اطرافیان خود شنیده باشید! و بعد هم با آب و تاب توضیح می دهند که:

«پدر و مادر و خانواده ام چنین هستند؟!» ،

« دوستان نامرد بیچاره ام کردند»،

« از نظر اقتصادی هم شانس نیاوردم!؟»،

« در کنکور هم بدشانسی آوردم چون سئوالات امسال خیلی سخت بود» ،

« از بدشانسی ، همسر خودخواه نصیب ما شده!» ،

« بچه هایم هم که گلی به سرم نزدند؟!» ،

« در محیط کار هم ، مدیر تبعیض قائل میشه و ...!!» و هزارو یک بهانه دیگر.

اگر چه تقصیر را به گردن همه انداختن، برای لحظاتی به ما آرامش کاذب می دهد ، ولی قدرت تغییر وضعیت و تغییر سرنوشت را نیز از ما می گیرد.

اینکه همه قدرتها را از خود بگیریم و به محیط و دیگران بدهیم؛ نشان می دهد که بی مسئولیتی و فرار از مسئولیت را به عنوان شیوه اصلی زندگی خود انتخاب کرده ایم.

ما نیاز داریم که مسئولیت پذیر شویم. تا وقتی که بدقولی خود را گردن ترافیک می اندازیم، تا هنگامی که تنبلی و شکست برنامه مان را گردن روزگار و سرنوشت می اندازیم، نیاز به تغییر خودمان و قبول مسئولیت را از خود سلب می کنیم.

یادمان باشد ممکن است سیل بیاید، ولی این اراده ماست که ما را بر می انگیزد تا از جلوی آن کنار برویم، یا در برابر آن سدی ایجاد کنیم و تدبیری بیندیشیم. ولی اگر جلوی سیل دراز کشیدیم و منتظر شانس باشیم، حتما بدشانس ترین خواهیم بود.

وقتی ما احساس كنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فكر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود كه ما را به سمت خوش شانسی هدایت كند .

همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است . چون طبق نظریه نیوتون جهان از ماده + انرژی ساخته شده است كه دیدیم كه اخیرا كشف شده است كه ماده نیز از انرژی ساخته شده است .

افكار ما و خاطرات و ذهن ما ماده ای هستند با انرژی و فركانس بسیار بالا بخاطر همین غیر قابل دیدن هستند . اما می بینیم كه قابل درك هستند .خیلی وقتها وقتی به چیزی كه معتقد هستیم به سرمان می آید مثلا معتقدیم كه بعد از هر خنده گریه هست .

این باعث می شود كه ناخودآگاه ما انرژی هایی از خود ساطع كند كه در جهان هستی تاثیر گذار باشد . ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتی ببرد كه ما معتقد به آن هستیم بنابر این ما را به سمت گریه كردن می كشاند .

و ما در تمام لحظات بدون اینكه خودمان بدانیم به سمت گریه كردن سوق پیدا می كنیم كه در نهایت علت آنرا پیدا می كنیم (نا خودآگاه آنرا پیدا می كند ) و گریه می كنیم . انرژی افكار ما در محیط پخش می شود و روی همه چیز تاثیر می گذارد . احتمالا حتما برای شما پیش آمده كه از محل و یا مكانی متنفر باشید و دوست نداشته باشید كه به آنجا بروید این مسئله دقیقا به خاطر وجود انرژی های منفی موجود در آنجا است كه روی شما تاثیر گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراری می شوید . و هزاران پدیده دیگر كه علت همه آنها انرژی است . در مورد شانس هم همینطور است :

کلید موفقیت

وقتی ما احساس كنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فكر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود كه ما را به سمت خوش شانسی هدایت كند .

و همین طور هم بدشانسی هر انسانی كه معتقد است بسیار بد شانس است همیشه بدشانسی می آورد . بین افرادی كه می شناسیم خیلی ها را می بینیم كه به بدشانسی خود معتقد هستند و همچنان بد شانسی می آورند .

بهتر است از این به بعد فكر كنیم خوش شانسیم .

برای اینکه کمتر از دست این بدشانسی فرضی رنج بکشید بهتر است در مقابله با مسائل ، طبق الگوی حل مسئله زیر عمل نمائید:

1 -
مشکلات خود را دقیق تعریف کنید، و از نظر اولویت ، یکی که مهمترین است را مشخص کنید.

2 –
تمام راههایی را که در جهت حل مشکل به فکرتان می آید یادداشت نمائید.

3 –
با دوستان ، آشنایان، و متخصصین ( کسانی که اولا تجربه و علم دارند، ثانیا مورد اعتماد و اطمینان هستند) مشورت کنید و راه حل های آنها را نیز یادداشت کنید.

لطفا موفقیت خود را با هدفتان ارزیابی نکنید. بلکه موفقیت خودرا با تلاشتون اندازه گیری کنید.

4 –
میزان توانایی ها و امکانات خود و دیگرانی که حاضر هستند به شما کمک کنند را لیست کنید.

5 –
محدودیت ها، ضعف ها و احتمال شکست هر یک از راههایی را که یادداشت کردید، جلوی آنها بنویسید.

6 –
از بین همه راهها، راهی که با توجه به توان و امکانات شما ، بیشترین احتمال موفقیت ، بهترین راه دسترسی و کمترین معایب و مشکلات را دارد، انتخاب کنید.

7 -
مراحل پیمودن این راه را مشخص کنید و زمان بندی لازم برای هر مرحله را در نظر بگیرید. همچنین اقداماتی را که در هر مرحله نیاز است که انجام دهید مشخص نموده و آماده انجام آن شوید.

8 –
وقتی در مسیر حل مشکل خود، تلاش می کنید یا در پی هدفی هستید، بیشتر روی تلاش و مسیری که حرکت می کنید، تمرکز کنید و به خاطر پیمودن راه، خود را تشویق کنید.

لطفا موفقیت خود را با هدفتان ارزیابی نکنید. بلکه موفقیت خودرا با تلاشتون اندازه گیری کنید. مثلا اگر برای آزمون کنکور مطالعه می کنید، میزان ساعات تلاش ، برنامه ریزی و پیوستگی زحمات شما قابل تقدیر است و باید خود را به میزان این تلاشها تقویت و تشویق کنید، نه با نتیجه کنکور و رتبه قبولی خود در کنکور.

9 –
در راه موفقیت، مرتبا میزان پیشرفت برنامه را بسنجید و نقاط ضعف آن را بر طرف کنید. انعطاف پذیری برنامه اگر در جهت انجام بهتر آن باشد، گام بلندی به سوی هدف خواهد بود.

اگر طبق فرایند حل مسئله عمل کنید، به زودی متوجه می شوید اکثر آن چیزی را که تحت عنوان شانس بد، تعبیر و تفسیر می کردید، همان تنبلی، بی برنامگی، عدم مشورت، عدم دقت، عدم تلاش، استمرار نداشتن، لذت طلبی افراطی و بلندپروازیهای شما بوده است


چهارشنبه 12 بهمن 1390
:: 16:57 ::  نويسنده : احسان

 



سه‌شنبه 04 بهمن 1390
:: 19:47 ::  نويسنده : احسان


تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،

تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،

تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،
تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،
تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،
تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،
تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار»،
تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
تو گفتی «من احساس تنهايی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد
«من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،

_________________
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
"این بار تو بگو دوســـــتت دارم
آسمان را نگه داشته ام تــــا به زمین نیاید"


دوشنبه 03 بهمن 1390
:: 13:49 ::  نويسنده : احسان

 

اینو فقط عاشق ها بخونند

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.

 

عشق در غالب دلها ، در شکلها و در رنگها تقریبا مشابهی ، تجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش را دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روحها ، برخلاف غریزه ها ، هر کدام رنگی از ارتفاع و بعدی و طعم و عطری دارند ویژه خویش، می توان گفت که به شماره هر روحی، دوست داشتنی است

 

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها برآن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و خراج زندگی میکند و بر آشیانه بلندش ،روز  روزگار را دستی نیست… دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است. اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار است و سرشار از نجابت.

 

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است.اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تمام دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و ” دیدار و پرهیز” زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست.

   
 
گفتم عشق چیست ؟

به گل گفتم: “عشق چیست؟” گفت: “از من خوشگل تر است…”

به پروانه گفتم: “عشق چیست؟” گفت: “از من زیبا تر است…”

به شمع گفتم: “عشق چیست؟” گفت: “از من سوزان تر است…”

به عشق گفتم: “آخر تو چیستی؟” گفت: “نگاهی بیش نیستم

 

 
عشق چیست ؟

عشق یعنی مستی و دیوانگی

          عشق یعنی با جهان بیگانگی                   عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

                            عشق

یعنی سجده ها با چشم تر

                                      عشق

یعنی سر به دار آویختن

                                                 عشق

یعنی اشک حسرت ریختن

                                                           عشق

یعنی در جهان رسوا شدن

                                                            عشق

یعنی مست و بی پروا شدن

                                                       عشق

یعنی سوختن یا ساختن

                                                 عشق

یعنی زندگی را باختن

                                        عشق

یعنی انتظار و انتظار

                                 عشق

یعنی هرچه بینی عکس یار

                        عشق

یعنی دیده بر در دوختن

              عشق

    عشق یعنی لحظه های التهاب

یعنی در فراقش سوختن

    عشق

یعنی لحظه های ناب ناب

             عشق

یعنی سوز نی ، آه شبان

                        عشق

 

                                 عشق

یعنی شاعری دل سوخته

                                           عشق

یعنی آتشی افروخته

                                                    عشق

یعنی با گلی گفتن سخن

                                                              عشق

یعنی خون لاله بر چمن

                                                                      عشق

یعنی شعله بر خرمن زدن

                                                                       عشق

یعنی رسم دل بر هم زدن

                                                             عشق

یعنی یک تیمّم، یک نماز

                                                    عشق

                                           عشق یعنی با پرستو پر زدن

یعنی عالمی راز و نیاز

                                  عشق

یعنی آب بر آذر زدن

                          عشق

یعنی چو*احسان پا به راه

                عشق

یعنی همچو یوسف قعر چاه

        عشق

یعنی بیستون کندن به دست

   عشق

یعنی زاهد اما بُـت پرست

   عشق

یعنی همچو من شیدا شدن

       عشق

یعنی قطره و دریا شدن

                                     عشق

یعنی یک شقایق غرق خون

                                                             عشق

یعنی درد و محنت در درون

                                          عشق

یعنی یک تبلور یک سرود

    عشق

یعنی یک سلام و یک درود 
یعنی معنی رنگین کمان 

 

 
مرز خواستن !
 
چه زیباست بخاطر تو زیستن …
 
و برای تو ماندن… به پای تو بودن… و به عشق تو سوختن !

 و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن … !

 ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست … !

 

بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست … !

 

چه زیباست بخاطر تو زیستن …

 

ثانیه ها را با تو نفس کشیدن … زندگی را برای تو خواستن … !

 

چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن … !

 

 بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی… ! 

 

 چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت … !

 

برای با تو بودن و با تو ماندن … برای با هم یکی شدن … !

 

کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !

 

ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست …!!!!

 

 

و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد … !

 


یکشنبه 18 دی 1390
:: 12:47 ::  نويسنده : احسان


با رعایت این ۱۱ نکته خوشبخت ترین زوج روی زمین باشید


رعایت این نکات علاوه بر اینکه هیچ هزینه ای برایتان ندارد باعث می شود زند گی تان از این رو به آن رو شود ،اشتباه نکنید این امور ساده تنها برای زو ج های جوان و تازه ازدواج کرده نیست حتی اگر بیش از۱۰سال از ازدواجتان گذشته است،رعایت این موارد هیچ موردی برایتان ندارد.


حداقل روزی یکبار به همسرتان بگویید “دوستت دارم.”

 

 

مطمئن باشید که همسرتان به شنیدن این کلمات نیاز دارد. من اکنون که حدود ۲ سال از ازدواجم میگذرد به عینه مورد فوق را تجربه کرده ام . مطمئن باشید صادقانه گفتن این جمله زندگی تان را از این رو به آن رو می کند،اگر بیش از ۳۰ سال هم از زندگی تان گذشته این مورد را امتحان کنید نه لوس بازی است نه سوسول بازی …

 

 


۲
٫ موقع سلام و خداحافظی همدیگر را در آغوش گرفته و ببوسید. شاید این مورد کمی سخت بیاید اما باور کنید از آن روش هایی است که معجزه می کند و تمام کدور ت ها و ناراحتی هایی را که شاید پیش آمده باشد از بین می برد.

 

 

مطمئن باشید اگر هر روز هم این کار را بکنید برایتان به حالت عادی در نخواهد آمد و تکراری نخواهد شد…

 

 


۳٫ تا پایان عمرتان، قرار ملاقات های عاشقانه تان فقط با همسرتان باشد. با همسرتان حتی بیشتر از زمانیکه با بهترین دوستانتان رفتار کنید.

 

 

یادتان باشد که همیشه باید عاشق و معشوق باقی بمانید. پس وقتی برای شام بیرون می روید، درب را برای خانمتان باز کنید، صندلی را برای وی بیرون بکشید، و موقع قدم زدن دست های همدیگر را بگیرید.

 

 

یادتان باشد که همسرتان تنها کسی است که در تمام غم ها و شادی هایتان با شما شریک است و دل سوز و فدایی شماست پس آیا به نظرتان چنین کسی ارزش چنین رفتار هایی را ندارد.

 

 


۴٫ مسائل پیش پا افتاده را جدی نگیرید. می توانید اجازه دهید که عادات بد همسرتان اعصابتان را به هم بریزد و اذیتتان کند.

 

 

می توانید هم این عادات را بپذیرید و برای بهبود وضعیت تلاش کنید. آیا همسرتان عادت دارد در خمیردندان را موقع مسواک زدن باز بگذارد؟ خمیردندانتان را جدا کنید.

 

 

آیا شوهرتان عادت دارد لباسهایش را در همه جای خانه پخش کند؟ توجه نکنید، یا اگر هم خیلی اذیتتان میکند آنها را جمع کنید، و همیشه به خاطر داشته باشیدکه در قبال این گذشت شما، همسرتان هم کارهای فوق العاده ای برایتان خواهد کرد.

 

 


۵٫ به جنبه مثبت قضیه فکر کنید. به جای اینکه در مورد راه هایی که همسرتان موجب یاس و ناراحتی شما می شود فکر کنید، در مورد همه چیزهای مثبتی درمورد او فکر کنید که وقتی عصبانی می شوید، کمی صبر کنید.

 

 

وقتی هر دوی شما عصبانی هستید، اصلاً با هم صحبت نکنید. چند دقیقه صبر کنید، بیرون رفته و کمی قدم بزنید، یا روی تخت دراز بکشید.

 

 


۶٫برای مدتی از همدیگر دور شوید. یک مکث کوتاه به هر دو شما این امکان را می دهد که به جای ناراحت کردن و رنجاندن همدیگر، عاقلانه درمورد چیزی که موجب ناراحتیتان شده است با یکدیگر صحبت کنید.

 

 

چیزی که در اینجا مورد از همه است این است که در موقع عصبانیت هرگز صدایتان را برای یکدیگر بلند نکنید و حرمت ها را زیر پا نگذارید.
۷٫ هیچوقت از اسرار و ضعف های همسرتان برعلیه او استفاده نکنید. آنچه که به نظر غیر مهم، جزئی، و پیش پا افتاده می آید ممکن است در نظر همسرتان بسیار جدی و پراهمیت باشد.

 

 

باید تشخیص دهید که چه چیز برای همسرتان مهم است و به هیچ عنوان درمورد آن با دوستانتان، مادرتان، خانواده همسرتان و یا هیچ کس دیگر صحبت نکنید.

 

 

همچنین سعی نکنید موقع دعوا آن مسائل را به رخ او بکشید. یک رابطه عاشقانه رابطه ای است که طرفین بتوانند به همدیگر اعتماد کنند و رازهای درونیشان را برای هم مطرح کنند.

 

 


۸٫ اول به همسرتان فکر کنید. اگر هر دوی شما اینکار را انجام دهید، مطمئن باشید رابطه ای بسیار لذت بخش در انتظارتان خواهد بود.

 

 

تا می توانید در جواب درخواست های همسرتان پاسخ مثبت بدهید و تلاش کنید که زندگی را برای او راحت ترکنید و مطئن باشید او نیز همین کار را برای شما خواهد کرد.
۹٫ همسرتان را همه جا عزیز بدارید.

 

 

به هیچ عنوان درمورد همسرتان پیش کسی بدگویی نکنید. وقتی درمورد او صحبت می کنید، بگذارید عشق و احترام شما برای همه آشکار شود.

 

 


۱۰٫ هر روز زمانی را به باهم بودن اختصاص دهید. ببینید چه کاری برای هر دو شما بهتر است….با هم غذا بخورید، آخر شب وقتی کنار هم روی تخت دراز کشیده اید فیلم تماشا کنید، با هم برای قدم زدن بیرون بروید و کارهایی از این قبیل.

 

 

حتی می توانید کارها را باهم مخلوط کرده و برنامه تان را متنوع کنید. اگر یکی از شما در مسافرت به سر می برد، شب ها به همسرتان زنگ بزنید و صدایش را بشنوید. فقط مهم این است که زمانی را کنار هم بگذرانید

 

 


۱۱٫ با احترام با یگدیگر صحبت کنید اکثر افراد در روز های اول ازدواج و در دوران نامزدی بسیار محترمانه همدیگر را خطاب میکنند و کمتر از “جان” و “عزیز” به هم نمی گویند اما بعد از مدتی همه اینها فراموش می شود و به اصلاح “تو تو” کردن جایگزین آن می شود .

پس فرزانه جانم سعی میکنم اینگونه باشم........

 

 

خطاب کردن همسر با کلمه “شما” چه زن و چه مرد مانع بسیاری از کدروت ها و درگیر ها می شود،یادتان باشد همسرتان بهترین کس شماست و اوست که باید از همه بیشتر او را عزیز بدارید و با احترام برخورد کنید.

 

می توانید از هم اکنون شروع کنید و این موارد ساده را امتحان کنید… امیدوارم همیشه روز های خوشی را با همسرتان سپری کنید و لبخند همواره بر روی لبتان باشد


جمعه 16 دی 1390
:: 07:42 ::  نويسنده : احسان

 

Jok4U.com 227 تصاویری زیبا از باغ های عمودی

 

Jok4U.com 321 تصاویری زیبا از باغ های عمودی

 

Jok4U.com 419 تصاویری زیبا از باغ های عمودی

 

Jok4U.com 512 تصاویری زیبا از باغ های عمودی

 

Jok4U.com 610 تصاویری زیبا از باغ های عمودی

 

Jok4U.com 78 تصاویری زیبا از باغ های عمودی

تصاویری زیبا از باغ های عمودی

 


سه‌شنبه 29 آذر 1390
:: 14:50 ::  نويسنده : احسان

  

زیباترین آوای دنیا برایم شنیدن خنده های توست

زیباترین طلوع برایم طلوع چشمان زیبای توست

                               فرزانم عاشقانه واردوستت دارم


دوشنبه 21 آذر 1390
:: 23:08 ::  نويسنده : احسان

درباره وبلاگ

این وبلاگ برای کسیکه عاشقانه دوستدارش بودم وهستم هنوز!!!!وتمام وجودم ازآن اوشد راه اندازی شد. برای اوقاتیکه درکنارش نیستم ودلتنگش میشوم برایش مینویسم.ومیگویم که ان لحظات راکه درکنار ت نیستم ومحبتم رانثارت بنمایم بازهم دلتنگ توام ،قدم به دنیای مجازی بگذاروبدان که عاشقانه دلتنگ دیدارتو ام .بی بهانه بگویم نوشتن را دوست دارم بخاطر تو ای صدف زندگانی ام. اماافسوس ...که مرا شکست... من وباورهایم را... آنقدری که فکرمیکردم مرادوست دارد وبرایش ارزش دارم... نداشتم!!دوست داشتن من سبب گشت تا که....... اومرا به رایگان به غروری کاذب بفروشد... حرمتها شکسته شد ....وبی تردید برای شکستن حرمتها بدان شکل پشیمانی به همراه داشته است... حال آنچه که مانده است...یک دل شکسته ودنیایی غریب مانده است! دنیایی رنگین ازخاطراتیکه باهم داشتیم وارزوهاییکه دوست داشتم با هم به انهابرسیم ... شاید از احساسیکه من درقلب وتمام وجودم به او داشتم هیچگاه بحقیقت به یقین نرسید.شاید میگفت که دوست داشتن من را ازاعماق قلب به یقیین وباور رسیده است... اماگمان میکنم که .... فرزانه ام من به حال وهوای همان روزهای عاشقی اینجا می آیم وعاشقانه بازهم ازاحساسم مینویسم!!!!چون تمام دنیای احسانت بوده ای وهنوزهم آن اولینی !!!...این روزها وشبها وسال به سالی که برمن بگذشت با این باور که نبودنهایمان کنارهم باورشدنی نیست برمن بسیارسخت بگذشت... هنوزهم باورم نمیشود که چگونه رفتارشد با این دل احسانت...
موضوعات
آخرین مطالب
پيوندها

نويسندگان



                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران