دلتنگیها ودلنوشته های احسان برای فرزان
عاشقانه های دل برای بهترین معشوق دنیا

آیا کسی می داند مرد مقدس کیست ؟

 

مرد مقدس مردی است که چهره زیبا ندارد سیرت زیبا دارد مدیریت بحران و شادی دارد .

 

مرد مقدس از لحاظ شخصیتی محکم است در کنار مرد مقدس زن مقدسی هست که فقط چشم

 

به مرد مقدس دارد در پستی و بلندی های زندگی صبورانه در کنار او قرار دارد 

 

مرد مقدس مردی است عادل به اندازه توانش به اندازه محیط پیرامونش عادل است

 

مرد مقدس مترجم است مثل زن مقدس اما آیا می دانید ترجمه چی ؟ مترجم احساس زن

 

مقدس بدون کوچک ترین پرسش از زن مقدس و زن مقدس هم مترجم است مترجم مردانگی

 

و روحیات مرد مقدس.......  

 

زن مقدس نجیب است و بالاترین لذتش خانمی کردن برای مرد مقدس است و شعارش این

است :

مردم که تو باشی زن بودن خوب است از میان تمام مذکر های دنیا کافیست فقط اسم تو در

 

میان باشد نمی دانی برای تو خانم بودن چه کیفی دارد

 

زن مقدس تنها سه چیز دوست دارد :

 

دست مرد مقدس (با این مفهوم ) : که اون دست از برای زن بخاطر زن در حال فعالیت است

 

قلب مرد مقدس : بهترین موسیقی زندگی اش که دوست دارد هر شب و روز بشنود

 

شونه های مرد مقدس: که وقتی سرشو گذاشت رو شونه هاش و هق هق گریه رو سر داد شونه

 

هاش تکون نخوره و بعد اون دستش رو بگذاره رو سر زن مقدس و همراه با نوازش بهش بگه

 

نگران نباش تو منو داریا

 

زن مقدس از نگه داشتن عکس مرد مقدس خوشش نمی اید و تنها دوست دارد عکس دست

 

های او را داشته باشد......

 

 

زن مقدس وجود من

 

دلم می خواهد زن باشم!

 

تقدیم به همه زنان و مردان ، چه روشن ضمیر و آگاه

 

چه دربند و اسیر افکار سیاه ....

 

تقدیم به همه ...

 

چه آنهائی که می دانند ، چه آنهائی که نمی دانند ...

 

آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار .... سین . جیم

 

من به زنِ وجودم افتخار مي کنم

 

دلم می خواهد زن باشم... یک زن آزاد... یک زن آزاده

 

من متولد می شوم، رشد می کنم

 

تصمیم می گیرم و بالا می روم.

 

من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.

 

من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها !

 

من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!

 

من آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم

 

قرمز، زرد، نارنجی ، برای خودم آرایش می کنم گاهی غلیظ

 

می رقصم- گاه آرام ، گاه تند،

 

می خندم بلند بلند بی اعتنابه اینکه بگویند جلف است یا هر چیز دیگر...

 

برای خودم آواز می خوانم حتی اگرصدایم بد باشد و فالش بخوانم،

 

آهنگ میزنم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم،

 

مسافرت میروم حتی تنهای تنها ...

 

.حرف می زنم، یاوه می گویم و گاهی شعر،

 

اشک می ریزم! من عشق می ورزم...... من می اندیشم...

 

من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو،

 

فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم...

 

حتی اگر تمام این ها باآنچه تو از مفهوم یک زن خوب در ذهن داری مغایر باشد.

 

زن من یک موجود مقدس است؛

 

نه از آن ها که تو در گنجه می گذاریشان یا در پستوقایم می کنی

 

تا مبادا چشم کسی به آن بیفتد.

 

نه بدنش و نه روحش را نمی فروشد،حتی اگر گران بخرند.

 

اما هر دو را هر وقت دوست داشته باشد هدیه می دهد؛

 

به هرکه بخواهد، هر جا

 

زن من یک موجود آزاد است.

 

اما به هرزه نمی رود.

 

نه برای خاطر تو یا حرف دیگری؛

 

به احترام ارزش و شأن خودش.

 

با دوستانش، زن و مرد، هر جایی بخواهد می رود،

 

حتی به جهنم!

 

زن من یک موجود مستقل است.

 

نه به دنبال تکیه گاه می گردد که آویزش شود،

 

نه صندلی که رویش خستگی در کند

 

و نه نردبان که از آن بالا برود.

 

زن من به دنبال یک همسفر است،

 

یک همراه، شانه به شانه.

 

گاه من تکیه گاه باشم گاه او.

 

گاه من نردبان باشم ،

 

گاه او.

 

مهر بورزد و مهر دریافت کند.

 

زن من کارگر بی مزد خانه نیست

 

که تمام وجودش بوی قورمه سبزی بدهد

 

و دست هایش همیشه بوی پیاز داغ؛

 

که بزرگترین هنرش گلدوزی کردن و دمکنی دوختن باشد.

 

روزهابشوید و بساید

 

و عصرها جوراب ها و زیر پوش های شوهرش را وصله کندـ

 

زن من این ها نیست که حتی اگر تو به آن بگویی کد بانو!!!!

 

در خانه ی زن من کسی گرسنه نیست ،

 

بچه ها بوی جیش نمی دهند،

 

لباس ها کثیف نیستند و همیشه بوی عطر غذا جریان دارد؛

 

اگر عشق باشد، اگر زندگی باشد!

 

زن من یک موجود سنگیِ بی احساس و بی مسئولیت هم نیست؛

 

ظرافتش، محبتش، هنرش،فداکاریش ، شهوتش و احساسش را آنگونه

 

که بخواهد خرج می کند؛ برای آنهایی که لایق آن هستند.ـ

 

زن من تا جایی که بخواهد تحصیل می کند، کارمی کند،

 

در اجتماع فعال است و برای ارتقاء خویش تلاش می کند.

 

نه مانع دیگران می شود و نه اجازه می دهد دیگران اورا از حرکت بازدارند.

 

گاهی برای همراهی سرعتش را کم می کند

 

اما از حرکت باز نمیایستد.

 

دستانش پر حرارتند و روحش پر شور؛

 

من یک زنم ...

 

نه جنس دوم...

 

نه یک موجود تابع...

 

نه یک ضعیفه ...

 

نه یک تابلوی نقاشی شده،

 

نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،

 

نه یک کارگر بی مزد تمام وقت،

 

نه یک دستگاه جوجه کشی.

 

من سعی می کنم آنگونه که می اندیشم باشم ،

 

بی آنکه دیگری را بیازارم...

 

فرای تمام تصورات کور،

 

هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس!

 

باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانت کنم،

 

بی تفاوت و بی احساس باشم،

 

بی ادب و شنیع باشم،

 

بی مبالات و کثیف باشم.

 

اگر نبوده ام و نیستم ،

 

نخواسته ام و نمی خواهم.ـ

 

آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد،

 

احترام می خواهد و احترام می کند.

 

من به زن وجودم افتخار می کنم،

 

هر روز و هر لحظه ...

 

من به تمام زنان آزاده وسربلند دنیا افتخار می کنم

 

و به تمام مردانی که یک زن را اینگونه می بینند

 

و تحسین می کنند

 

آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد،

 

احترام می خواهد و احترام می کند

 

 

 

 

 

 

 

 


:: ::  نويسنده : احسان

دختران مجرد بخوانند

 

مواردی وجود دارد که دختر خانم‌ها را در همان شروع انتخاب و تصمیم‌گیری برای ازدواج به اشتباه

می‌اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب همسر مناسب از این 17 خطا دوری کنید:

 

 

۱) تهیه یک فهرست بلند بالا از خصوصیات همسر مورد نظر با تمام جزئیات و ریزه‌کاری‌ها اشتباه است.

 

درست است که باید فردی را انتخاب کنید که خصوصیات او به نظرات شما شبیه‌تر باشد؛ اما اگر زیاده از

 

حد محافظه‌کارانه عمل کنید و تمام زیر و بم او را مورد قضاوت قرار دهید، بالاخره مواردی پیش

 

می‌آید که با فهرست شما همخوانی ندارد و همین موضوع باعث می‌شود به دلیل مسائل جزئی، فرد

 

مورد نظر را قبول نکنید.

 

۲) اگر تا یک سنی ازدواج نکرده‌اید و حالا فکر می‌کنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره‌بین قرار

 

داده‌اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یک خواستگار بله می‌گویید، اشتباه می‌کنید.

۳) مقایسه، همیشه کار را خراب می‌کند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی که اطرافتان

هستند و مورد تایید شما قرار گرفته‌اند، مقایسه ‌کنید، مطمئنا نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید.

۴) اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده‌اید، اشتباه می‌کنید.

اگر به هر دلیل موقعیت‌هایی را در گذشته از دست داده‌اید، دیگر به آن فکر نکنید. پویا باشید و

خودتان را برای آینده آماده کنید.

 

۵) بعضی‌ها به خودشان اجازه نمی‌دهند کسی را دوست داشته باشند و این مساله برایشان مشکل

ایجاد می‌کند. مثلا ممکن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد؛ اما به

دلیل حرف و حدیث‌ بی‌منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی‌ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر

فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتکب شده‌اید.

 

۶) گاهی، بعضی دختر خانم‌ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فکر می‌کنند پر از اشکال هستند و مورد

تایید دیگران قرار نمی‌گیرند، در حالی که اگر به نکات مثبت خودشان توجه کنند، از خیلی‌ها بهتر به

نظر می‌رسند.

۷) در مواردی، دختر خانم‌ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آن ها و همسر آینده‌شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یک دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آن ها اتفاق نمی‌افتد، فورا دلسرد شده، عقب می‌کشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یک رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یک پرچم قرمز بزرگ نگه داشته‌اید. با این کار واقع‌بینی را کنار گذاشته‌اید، در حالی که دنیای ما کاملا واقعی است.

۸) مرد ایده‌آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده‌آل فیلم‌ها کاملا فرق می‌کند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم‌ها تعلق دارند.

۹) گاهی، دخترها سراغ فردی می‌روند که هیچ شباهتی به آن ها ندارد و فقط به یک دلیل خاص مورد تایید آن هاست. یادتان باشد تنها با یک خصوصیت نمی‌توان زندگی کرد.

۱۰) تمرکز روی نکات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما ‌وجود داشته، آن ها را کنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید. خانم ها فکر مي کنند ديگر هيچ مرد خوبي وجود ندارد؛ اما واقعيت اين جاست که مردان خوب همه جا وجود دارند. شايد آن ها به چشم شما زياد جذاب و معقول به نظر نمي رسند. سعي کنيد به آن فرد مورد نظر فرصتي بدهيد تا خودش را به شما نشان دهد. شايد اين کار در حد يک حرکت کوچک مؤدبانه مانند باز کردن در براي شما باشد؛ اما شما اين فرصت را به وي بدهيد. ذهن تان را از بدبيني و منفي نگري آزاد کنيد. در اين صورت شما فرد مورد نظر و ايده آل را به طرف خود جذب خواهيد کرد.

۱۱) بعضی دختر خانم‌ها که تحصیل و شغل مناسبی دارند، فکر می‌کنند به دلیل رفع نیاز مالی می‌توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم‌ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می‌کنند و نمی‌توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می‌رنجانند.

۱۲) ایثار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می‌شوند. اگر به هر دلیل بار مسوولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی‌تان فکر کنید و موقعیت‌ها را از دست ندهید.

13) به آساني فرصت ها را از دست ندهید. بارها و بارها اتفاق می افتد که  يک جوان سالم و معقول برای ازدواج با یک دختر، پا پيش مي گذارد. دختر خانم راه ديگري را انتخاب مي کند. البته اين رفتار کاملاً طبيعي است. احتمالاً دختر خانم مورد نظر در آشنايي هاي قبلي اش موقعيت هايي سرشار از نااميدي، رنج و ناراحتي را تجربه کرده و در موقعيت جديد نيز مانند گذشته فکر مي کند. به هر حال اگر اين دختر خانم بخواهد نتيجه اي متفاوت از اين رابطه به دست بياورد، بايد طرز فکر خود را تغيير دهد.

14) اجازه ندهید کار زياد، طراوت و شادابي تان را از بين ببرد.  دختر خانم جذاب، موفق و شادابي را در نظر بگيريد که به خاطر کار زياد و خسته کننده، دچار خستگي و فرسودگي زودتر از موعد مي شود. حالا فرض کنيد در اين دوران با فرد مناسب و موجهي آشنا شود، اما به دليل کار زياد، فکر تشکيل خانواده و ازدواج را از خود دور مي کند. اين يکي از بزرگ ترين اشتباهاتي است که دختر خانم هاي مجرد انجام مي دهند. آن ها بعد از رد کردن فرد شايسته، خود را بيشتر از قبل در کار غرق مي کنند تا نسبت به موقعيت هاي پيش آمده دچار وسوسه نشوند.

15) دختران زیادی هستند که به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن آن ها گذشته است. درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است؛ اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، كه البته این نکته مثبتی است. واقعیت این است که ما هیچ ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم؛ ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند؛ اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده ‌شدنی نیست. می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده‌ دهید.

16) تجربه را به بدبینی تبدیل نکنید. برخی دختران، با تجاربی که از ازدواج و زندگی شکست خورده دیگران به دست می آورند به نوعی بدبین و بسیار محتاط می شوند و در انتخاب و ارزیابی طرف مقابل دچار سخت گیری و وسواس می شوند. درست است که کسب تجربه، لازم و ضروری است اما قرار نیست به خاطر شنیدن وقایع ناگوار از اطراف، دچار استرس در انتخاب باشیم. تیزبینی و زیرکی متعادل برای یک انتخاب مناسب کافی است. لازم نیست از ابتدا با منفی اندیشی مثل یک کارآگاه عمل کنیم.

17) بارها و بارها اتفاق می افتد که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آن ها خواستگاری کند؛ اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آن ها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به هرحال، اگر دختران ما بخواهند تشکیل زندگی بدهند، باید این رفتار خود را کنار بگذارند. هنگامی که شما با مردی مناسب ازدواج می‌کنید، ممکن است ابتدا توجه او برای شما دشوار باشد، چرا که قبل از این تجربه‌اش را نداشته‌اید. اما حالا زمان آن رسیده است که این دشواری را تحمل کنید.

 

 

پژوهشگر: فهیمه مریدی فریمانی

 


:: ::  نويسنده : احسان

7 اشتباه رایج دختران در ازدواج

دختران جوان هنگام ازدواج ممکن است تحت تاثیر احساسات عاشقانه و بدون توجه به موضوعات جدی

که پس از ازدواج با آن روبرو می شوند، تن به ازدواجی دهند که بعدها باعث پشیمانی شان شود. این

7 مورد از شایع ترین اشتباه های دختران هنگام ازدواج است.

 

1 پس از ازدواج برای همیشه زندگی خوشی خواهند داشت

 

زنان از همان روز اول زندگی، آرمان‌های عاشقانه دارند. کتاب‌ها و فیلم‌هایی که هدفشان جلب‌توجه

دختران است، تصور عروسی مجلل و مرد کامل را در ذهن آنها ایجاد می‌‌کند. بنابراین تعجب‌آور نیست

که زنان پیش از ازدواج بیشتر به عشق و عروسی توجه دارند تا 50 سالی که پس از آن باید با

همسرانشان بگذرانند! حقیقیت این است که ازدواج، کار مشکلی است. یک دیدگاه واقع‌گرایانه‌ این

است که ازدواج شامل حدود 20 درصد خوشی و شادی، 30 درصد رضایت و 50 درصد کار سخت است.

ازدواج با نگرشی واقع‌گرایانه از بروز بسیاری ناامیدی‌ها جلوگیری می‌کند.

 

 

2 می‌توانند شوهر آینده‌شان را تغییر دهند

 

زنان تمایل دارند خصوصیات ناخوشایند فرد مورد علاقه‌شان را نادیده بگیرند و خودشان را قانع کنند

که در آینده می‌توانند آنها را تغییر دهند اما حقیقت این است که چنین آرزویی معمولا برآورده

نمی‌شود و نمی‌توان به زور کسی را تغییر داد. تازه اگر زن با فشار بتواند مرد را به تغییری وادارد،

ممکن است روابط آسیب ببیند. در این موارد یا باید تفاوت‌های‌تان را با همسر آینده‌تان بپذیرید و از

آنها لذت ببرید یا باید محیطی ایجاد کنید که همسرتان تشویق شود به خاطر شما خودش تغییر مورد

نظر را بپذیرد.

 

3 دوران عاشقانه نامزدی پس از ازدواج همچنان ادامه خواهد یافت

بیشـتر زنان انتظارات بسیار غیرواقع‌گرایانه‌ای بر اساس نحوه رفتار همسر آینده‌شان در طول دوران

نامزدی پیدا می‌کنند. متاسفانه اغلب مردان پس از اتمام این دوران و رسمی‌شدن ازدواج، نفس راحتی

می‌کشند زیرا فکر می‌کنند اکنون می‌‌توانند با خیالی آسوده توجه به همه «آرزوهای دخترانه»

همسرشان را کنار بگذارند. البته این به معنی آن نیست که شوهرتان شما را دوست ندارد، بلکه دیگر

نباید انتظار داشته باشید هر روز «ژستی عاشقانه» برای شما بگیرد.

 

4 مشکل حفظ هویت

مشکل رایج دیگر یک زن جوان پیش از ازدواج، عواطف شدیدی است که در دوران نامزدی پیش از

آنکه درک روشنی از هویت خود داشته باشد، او را در برمی‌گیرد. زنان در این دوره بدون اینکه درک

واضحی از هویت خود داشته باشند به نحوی آشکار با نامزدشان همانندسازی می‌کنند بنابراین توجه و

دفاع از خود و نیازهای‌شان برایشان مشکل می‌شود. زنی که حسی قوی از هویت خودش داشته باشد،

یک همسر جالب‌توجه‌ و متعادل‌تر است.

 

5 رهاکردن دوستان و علایق قبلی

عشقی که زنان را در دوره ازدواج فرامی‌گیرد، ممکن است باعث شود دوستان، خانواده، سرگرمی‌ها و

ورزش‌های مورد علاقه‌شان را کنار بگذارند. این کار اشتباهی اساسی است، به این علت که زنان به

شبکه‌های حمایتی در سراسر زندگی‌شان نیاز دارند و فقط همسرشان نمی‌تواند همه مشکلات آنها را

حل کند. داشتن چنین تقاضایی از همسر بیش از حد توان آنهاست. مهم است که در این مورد در

زندگی‌تان تعادل را حفظ کنید.

 

6 عجله برای ازدواج

 

بسیاری از زنان جوان در سنین پایین برای ازدواج عجله می‌کنند، گویی ازدواج مسابقه‌ای است که خط

پایان آن عروسی است. ازدواج ممکن است سال‌ها طول بکشد ولی 30-20 سالگی شما فقط یک دهه

به طول می‌انجامد. اینکه کسی که فکر می‌کند مردی را یافته‌ است که می‌تواند بقیه زندگی‌اش را با او

به سر برد، به این معنا نیست که باید به فوریت با او ازدواج کند. عجله‌ در ازدواج ممکن است باعث

پشیمانی بعدی شود.

 

7 صحبت‌نکردن درباره موضوعات جدی

 

لازم است با همسر آینده درباره نظرات خود در مورد مسایلی که ممکن است باعث اختلاف در زندگی

مشترک شود، صحبت کنید. درباره تعداد بچه‌هایی که می‌خواهید داشته باشید، در مورد اینکه برای

بزرگ‌کردن آنها حاضرید کارتان را رها کنید و در خانه بمانید یا نه، درباره اولویت‌های‌ زندگی، نحوه

هزینه‌کردن درآمدها در زندگی، آرزوها و اهداف، اینکه 20 سال بعد می‌‌خواهید در چه موقعیتی قرار

داشته باشید، سبک‌های تربیت بچه‌ها، سهیم شدن در مسوولیت‌ها و... از قبل باید دانست آیا عقاید

همسران شبیه هم هست یا نه. به توافق رسیدن درباره این موضوعات می‌تواند تعیین‌کننده ازدواجی

شادمان یا پر از مشاجره در آینده باشد.

 

منبع: هفته نامه سلامت

 


:: ::  نويسنده : احسان

اولین گام در خواستگاری

گام نخست اصولی در خواستگاری، قرار خواستگاری از طرف مادر (در صورت فقدان مادر، کسی مانند خواهر بزرگتر،

مادر بزرگ یا خاله که جای مادر را پر کرده اند.) پسر است.

 

 لازم است در صورتی که خانواده دختر از موضوع کاملا بی خبرند، به وسیله خانواده پسر به هر وسیله ای که ممکن است،

از جریان خواستگاری مطلع شوند، و خانواده پسر با تعیین وقت قبلی به خانه آنان بروند، چون ممکن است خانواده دختر

در شرایط نامطلوبی بوده و آمادگی پذیرایی از خانواده پسر را نداشته باشد.

 

در چنین شرایطی ارزیابی دو خانواده از یکدیگر نابه جا خواهد بود و احتمال آن وجود دارد که خانواده دختر از وضع

پیش آمده ناراحت و عصبانی شوند.

 

 ضمن آن که ممکن است این رویداد به عنوان یک خاطره بد در ذهن آن ها باقی بماند. پس بهتر است به خاطر حفظ

حرمت خواستگار و احترام به خانواده دختر، قبلا برای خواستگاری به خانواده دختر اطلاع داده شود.

 

از سوی دیگر ممکن است در صورت عدم اطلاع قبلی، خانواده دختر به خانواده پسر اجازه حضور ندهند.

 

 شاید بتوان گفت حق هم دارند؛ چون در ابتدا شناختی نسبت به آن خانواده ندارند. گاهی هم ممکن است برای مرتب

کردن خانه، از خانواده پسر بخواهند که مدتی پشت در یا در سالن پذیرایی منتظر باشند.

 

 خلاصه این که در یک کار پیش بینی نشده، ممکن است اتفاقاتی بیفتد که در هر صورت عواقب آن، چندان مطلوب نباشد.

 

اگر میزان آگاهی دو خانواده از یکدیگر در بعضی از مسائل کافی نبوده و دوست داشته باشند قبل از انجام مراسم

خواستگاری اطلاعات بیشتری به دست آورند، باید به صورت محترمانه در اولین تماس تلفنی یا برخورد حضوری از یکدیگر

توضیحات بیشتری بخواهند.

 

یک روش پیشنهادی مناسب برای داشتن اطلاعات بیش تر به شرح زیر است:

 

یک خانم خوش برخورد و خوش ارتباط از خانواده پسر برای انجام این کار انتخاب می شود. وی پس از معرفی خود، با

مادر دختر (در صورت فوت مادر، با خواهر، خاله یا هر فردی که مناسب می داند) گفت و گو کند.

 

مثلا بگوید که برای امر خیر تماس گرفته است. سپس وضعیت عمومی و شرایط پسر را مثلا این گونه بیان کند: (دقت کنید!

 

اگر می خواهید شناخت کاملی از دختر خانم داشته باشید، خودتان نیز توضیح کاملی از خانواده پسر و آقا زاده بدهید.)

 

آقا پسر 28 ساله است، هیکل متوسطی دارد، قد بلند است، لیسانس رشته فیزیک است و به صورت حق التدریسی در

 

آموزش و پرورش کار می کند. پدرش کارمند بهداری است. مادرش خانه دار است. 5 تا خواهر و برادر هستند. در پایان

 

به محدوده محل زندگی هم اشاره کنید.

 

 

احتمالا پس از سخنان شما، مادر دختر خانم هم توضیحاتی راجع به خانواده و دختر خود می دهد. اگر آن توضیحات برای

شما کافی نبود، می توانید پرسش هایی در محدوده توضیحات خودتان، داشته باشید. چون شما قبلا آقا زاده را به طور

کامل معرفی کرده اید.

 

برخی پرسش ها به ویژه در اولین تماس تلفنی دور از شان اخلاقی بوده و ممکن است در ذهن دو خانواده نگرش منفی

نسبت به یکدیگر ایجاد کند.

 

طرح سوال هایی مثل: دختر خانم شما سفید است یا سبزه؟ چاق است یا لاغر؟ یا آقا پسر در دانشگاه دولتی درس خوانده یا

آزاد؟ و مانند این ها، هرگاه به صورت حضوری و به وسیله خود دختر و پسر باشد، نتیجه بهتری را در نگرش خانواده ها

نسبت به یکدیگر خواهد داشت.

 

اگر خانواده پسر در اولین برخورد به دلیل بی اطلاعی از روش های خواستگاری اطلاعاتی به خانواده دختر ندهند،

خانواده عروس می توانند مشابه توضیحات فوق، اطلاعات کاملی درباره دختر خانم بدهند سپس بگویند: شما هم لطف

کنید در همین حد اطلاعاتی را درباره آقازاده تان بدهید.

 

ممکن است دو خانواده در اولین تماس تلفنی یا برخورد حضوری احساس کنند مناسب یکدیگر نیستند، در این صورت باید

به روشی محترمانه همدیگر را توجیه کنند.

 

مثلا هرگاه در اولین تماس تلفنی یا برخورد حضوری، خانواده پسر، بیان کرده اند که آقازاده دانشجوست و در

 

حال حاضر شغلی ندارد، اگر خانواده دختر قصد دارند جواب رد بدهند، باید توضیح دهند که خانواده ما دوست

 

دارد این زوج، زودتر زندگی مشترک شان را شروع کنند، در حالی که آقازاده شما دو سال و نیم دیگر درسش

 

تمام می شود و تا هنگامی که بتواند اداره زندگی مستقلی را به عهده گیرد، زمان زیادی لازم است. لذا مناسب

 

شرایط دخترمان نیست. بعد هم عذرخواهی، تشکر و خداحافظی کنند.

 

اگر یکی از خانواده ها در شرایطی قرار گرفت که پس از تماس تلفنی تشخیص داد شرایط شخص مورد نظر مناسب

 

نیست و برای گفتن «نه محترمانه و منطقی» آمادگی ذهنی نداشت، از خانواده پسر درخواست کند چند روز بعد تماس

بگیرند.

 

باید توجه داشت که «نه» گفتن و توجیه آن را به روش های متفاوتی می توان انجام داد. گاهی بیان پاسخ «نه»

 

توسط بعضی از خانواده ها توهین آمیز است و اثرات نامطلوب روانی بر خانواده مقابل می گذارد. مثلا می گویند:

 

دختر ما از این که بیان کند شغل پدر شوهرش فلان است خجالت می کشد، یا پسر ما دوست دارد که پدر خانمش

 

در قید حیات باشد

!

با یک توجیه منطقی و محترمانه می توان از درگیری های ذهنی خانواده ها کاست. باید سعی کنیم به عنوان یک

 

انسان برای شخصیت هم نوعان خود ارزش قائل شویم و چند دقیقه از وقت مان را به آماده کردن یک پاسخ مناسب

 

اختصاص دهیم. برخورد محترمانه علاوه بر همه فواید اخلاقی و انسانی، باعث می شود که خانواده پسر، دختر

 

خانم را برای ازدواج به خانواده های دیگری معرفی کنند.

 

برگرفته از کتاب " گذر از پیچ و خمهای خواستگاری" نوشته سیده بتول حسن پور

 

 

 


:: ::  نويسنده : احسان

یک سال پیش قسم خوردم که با خانمی ازدواج کنم و اکنون منصرف شده ام. شکستن این سوگند از نظر اخلاقی و شرعی چه

حکمی دارد؟

 

از نظر اخلاقی، منصرف شدن بدون دلیل موجه (برخورد با مورد بهتر از نظر ظاهری، مالی، تحصیلی یا بهتر شدن شرایط شما و ...) درست نیست.

 

توجه داشته باشید که ممکن است با پاسخ منفی شما پس از یک سال (آن هم پس از قولی که به او داده و سوگندی که یاد

کرده اید)، با شکست روحی و افسردگی شدید مواجه شود و شما در مقابل این مشکلات مسئول خواهید بود.

 

اگر پس از یک سال با مسائلی روبه رو شده اید که مطمئن هستید همتای هم نیستید و ازدواجتان به صلاح هیچیک نیست، در صورتی که هنگام سوگند یاد کردن، شرایط پنجگانه ی قسم محقق شده باشد، حکم شرعی آن این است که باید کفاره بدهید.

 

کفاره ی قسم، آزادی یک بنده یا غذا دادن به ده مسکین یا پوشاندن آنها و در صورتی که توان این کار را نداشته باشید، سه روز روزه گرفتن است.

کمرویی در ازدواج

 

از رفتن به خواستگاری حیا میکنم و این باعث تأخیر در ازدواجم شده است. چه کنم؟

 

براساس روایتی از رسول گرامی اسلام(ص)، حیا دو گونه است: حیای عاقلانه و حیای احمقانه (الحیاه حیاء ان حیاه عقل و

حیاء حمقِ). حیای عقل بسیار ارزشمند و سرچشمه گرفته از ایمان انسان است اما حیای احمقانه، همان کمرویی است که

ناتوانی و معلولیت اجتماعی به شمار میرود.

 

حیای شما در نرفتن به خواستگاری، از نوع دوم یعنی کمرویی است که اگر آن را درمان نکنید، جلوی شکوفایی استعدادها و

قابلیتهایتان را میگیرد و مانع جدی برای رشد شما در زمینه های گوناگون از جمله ازدواج میشود.

 

از دیدگاه روانشناختی، کمرویی نوعی اختلال است که به آن، اختلال ارتباطی میگویند.

 

متأسفانه یکی از مشکلات جدی برخی از جوانان به ویژه دختران در سن ازدواج، ضعف ارتباط با مادران خود در زمینه ازدواج به دلیل کمرویی است که مشکلاتی را پدید می-آورد و مانع از انتقال تجربههای خوب آنان به فرزندان می-شود.

 

به مادران مهربان و دلسوز توصیه میکنیم که زمینه ی گفت-وگو درباره ی ازدواج را برای فرزندانشان فراهم آورند و آنان را از تجربه های ارزشمندشان محروم نسازند.

قول ازدواج

 

به خانمی قول ازدواج داده ام که تا سه سال دیگر با هم ازدواج کنیم. آیا چنین قولهایی درست است؟

 

خیر. چنین قولهایی درست نیست؛ زیرا:

 

1. هیچ گونه تضمینی بر ادامه ی زندگی انسان و عمل به این گونه قولها وجود ندارد؛

 

2. به طور معمول با گذر زمان، شرایط و ملاکهای افراد تغییر میکند و گاهی عواملی غیر ارادی از جمله عدم رضایت خانواده یا پاسخ مثبت آزمایش، مانع از عمل به قول و قرارها میشود که نتیجهاش سرخوردگی، احساس شکست، افسردگی، ازدواج گریزی، نفرت از مردان (در دختر)، احساس گناه در صورت وجود رابطه، انتقامجویی و از دست رفتن فرصت ازدواج (به ویژه برای دختر) خواهد بود؛

 

3. با این فرض که پس از سه سال بتوانید به قول خود عمل کنید، احتمال هیجانات

روحی و جلوگیری از رشد در این مدت به خصوص برای دختر، بسیار است و هر قدر سن

او کمتر باشد، لطمه بیشتر است؛ بنابراین، قول ازدواج ندهید. اگر او را فرد مناسبی برای

ازدواج میدانید، اما در حال حاضر آمادگی ازدواج را ندارید، در صورتی که سنش پایین

است و آمادگی ازدواج ندارد، مطرح کردن آن شایسته نیست؛ اما اگر در سن مناسب

ازدواج قرار دارد، به او بگویید که اگر خواستگاران مناسبی داشت، بپذیرد و برای شما

صبر نکند؛ اما اگر ارادهی خداوند بر ازدواج او تعلق نگرفت و تا سه سال بعد مجرد بود و

شرایط شما نیز عوض نشده بود، به خواستگاریاش خواهید رفت.

 

بسته شدن بخت

 

مدتی است خواستگاری برایم نیامده و میگویند بختم را بستهاند. بسته شدن بخت تا چه حد صحت دارد؟

 

نداشتن خواستگار (البته اگر از سن متعارف ازدواج گذشته باشد)، همیشه به معنای بسته

شدن بخت نیست و علل دیگری دارد. این باور نادرست، یکی از آسیبهای ازدواج است؛

پس آن را از بین ببرید؛ زیرا بر عملکرد شما تأثیر خواهد گذاشت و در نتیجه باعث

ازدواج نکردنتان خواهد شد. یادتان باشد انسان همانگونه عمل میکند که میاندیشد.

 

در صورتی که خود یا خانواده در نداشتن خواستگار دخالت نداشتهاید و بسته شدن بخت را احتمال میدهید، توصیه ما برای گشایش بخت، مراجعه به درگاه خداوند و امامان معصوم(ع) است.

 

کسانی که سراغ رمالان و باطل کنندگان سحر میروند، افزون بر خطرهایی که ممکن است آنان را تهدید کند و مورد سوءاستفاده قرار گیرند، پولهای گزافی را نیز باید بپردازند.

 

به طور قطع، خدایی که بندگان را آفریده، قدرتش از آنان بیشتر است و اگر اراده کند و به صلاح شخص باشد، مشکلش را حل خواهد کرد.

 

برای این منظور، مراجعه کنید به دستوری که اهل بیت(ع) عصمت و طهارت برای گشایش بخت دادهاند .

 

افزون بر این، توصیههای دیگری نیز از سوی امامان معصوم(س) برای این مقصود ذکر شده است که به مهمترین آن-ها اشاره میشود:

 

1. خواندن سورههای فلق، ناس و آیه الکرسی؛

 

2. خواندن آیات 54 تا 56 سورهی مبارکهی اعراف؛

 

3. خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سورهی مبارکهی یونس؛

 

4. ذکر یونسیه (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) که قرآن، آن را مایهی نجات حضرت یونس معرفی کرده است؛

 

5. دادن صدقه.

 

اگر به این دستورها عمل کردید و باز هم خواستگاری برای شما نیامد، و زمینهی ازدواجتان فراهم نشد، دلیل آن، علل ناشناختهای است که ما نمیدانیم و باید بپذیرید که ازدواج به صلاحتان نبوده است. البته خدای مهربان بهطور قطع به سبب این محرومیت، به شما پاداش خواهد داد.

خرافات در ازدواج

 

پیشبینیهایی که با استفاده از علم «جفر» در ازدواج می-شود، تا چه حد درست است و تا چه اندازه میتوان به طالع-بینیها و فالها در این زمینه اعتماد کرد؟

 

علم «جفر»، یکی از علوم غریبه است که با آن میتوان به برخی از اسرار و اخبار جهان دست یافت. پایههای این علم بر نوعی ریاضیات پیچیده استوار است، یعنی بر اساس محاسبات نجومی میتوانند برخی رخدادها را پیشبینی کنند.

 

علم جفر در اختیار هر کسی نیست و دست یافتن به آن بسیار سخت است. این علم در اختیار امیرمؤمنان و دیگر امامان معصوم(ع) قرار داشته که با آن مسائل مربوط به آینده را پیشبینی میکردند.

 

اینکه با استفاده از علم جفر میتوان دربارهی ازدواج پیشبینیهایی کرد، یک درصد درست، و 99 درصد نادرست است. رویکرد مردم به کسانی که ادعا دارند بر این علم مسلطند و قدرت پیشگویی دربارهی ازدواج را دارند، به دلیل اهمیت ازدواج و فراگیری آن است.

 

شرایط پنج گانهی قسم: 1. عاقل و بالغ باشد؛ 2. از روی قصد، قسم خورده باشد ( عمل به قسم را به واقع اراده کرده باشد)؛ 3. به یکی از اسمهای خداوند(خدا، الله) یا اسمهایی مثل خالق، رازق و ... قسم خورده باشد؛ 4. قسم را به زبان آورده باشد؛ پس اگر بنویسد یا در قلبش قسم بخورد، کافی نیست؛ 5. امکان عمل به قسم را هم داشته باشد.

 

. رسالهی عملیه، احکام قسم خوردن، مسئلهی 2671.

 

. کلینی، کافی، ج2، ص106.

 

. ر. ک: غلامعلی افروز، روانشناسی کمرویی و روشهای درمان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

 

. دختران نوجوانی که هنوز در سن ازدواج نیستند اگر از طرف آقایانی با فاصله ی سنی بیش از حد معمول، قول ازدواج میشنوند، باید مراقب باشند؛ زیرا در موارد بسیاری، این گونه قولها برای فریب و سوءاستفاده بوده و پیامدهای غیر قابل جبرانی را به جای نهاده است. انتخاب این مقطع سنی(حدود 15 سال) از سوی هوسبازان، به سبب شدت عواطف، عدم رشد عقلانی کافی، بی تجربگی و عدم شناخت آسیبها در دختران است.

 

. رک: شیخ عباس قمی، کلیات مفاتیح الجنان حاشیهی باقیات صالحات)، نشر لقمان، ص553، ذیل عنوان «به جهت باز کردن بسته شده».

 

.عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم (بقره، 216)؛ چه بسا چیزی را ناگوار میشمارید؛ در حالی که برایتان خوب است و چه بسا چیزی را دوست میدارید؛ در حالی که برایتان بد است.

 


:: ::  نويسنده : احسان

 

اولین گام در خواستگاری

 

گام نخست اصولی در خواستگاری، قرار خواستگاری از طرف مادر (در صورت فقدان مادر، کسی مانند خواهر

 

بزرگتر، مادر بزرگ یا خاله که جای مادر را پر کرده اند.) پسر است.

 

 

 لازم است در صورتی که خانواده دختر از موضوع کاملا بی خبرند، به وسیله خانواده پسر به هر وسیله ای که ممکن

 

است، از جریان خواستگاری مطلع شوند، و خانواده پسر با تعیین وقت قبلی به خانه آنان بروند، چون ممکن است

 

خانواده دختر در شرایط نامطلوبی بوده و آمادگی پذیرایی از خانواده پسر را نداشته باشد.

 

 

در چنین شرایطی ارزیابی دو خانواده از یکدیگر نابه جا خواهد بود و احتمال آن وجود دارد که خانواده دختر از

 

وضع پیش آمده ناراحت و عصبانی شوند.

 

 

 ضمن آن که ممکن است این رویداد به عنوان یک خاطره بد در ذهن آن ها باقی بماند. پس بهتر است به خاطر

 

حفظ حرمت خواستگار و احترام به خانواده دختر، قبلا برای خواستگاری به خانواده دختر اطلاع داده شود.

 

 

از سوی دیگر ممکن است در صورت عدم اطلاع قبلی، خانواده دختر به خانواده پسر اجازه حضور ندهند.

 

 

 شاید بتوان گفت حق هم دارند؛ چون در ابتدا شناختی نسبت به آن خانواده ندارند. گاهی هم ممکن است برای

 

مرتب کردن خانه، از خانواده پسر بخواهند که مدتی پشت در یا در سالن پذیرایی منتظر باشند.

 

 

 خلاصه این که در یک کار پیش بینی نشده، ممکن است اتفاقاتی بیفتد که در هر صورت عواقب آن، چندان مطلوب

 

نباشد.

 

 

اگر میزان آگاهی دو خانواده از یکدیگر در بعضی از مسائل کافی نبوده و دوست داشته باشند قبل از انجام مراسم

 

خواستگاری اطلاعات بیشتری به دست آورند، باید به صورت محترمانه در اولین تماس تلفنی یا برخورد حضوری از

 

یکدیگر توضیحات بیشتری بخواهند.

 

 

یک روش پیشنهادی مناسب برای داشتن اطلاعات بیش تر به شرح زیر است:

 

 

یک خانم خوش برخورد و خوش ارتباط از خانواده پسر برای انجام این کار انتخاب می شود. وی پس از معرفی

 

خود، با مادر دختر (در صورت فوت مادر، با خواهر، خاله یا هر فردی که مناسب می داند) گفت و گو کند.

 

 

مثلا بگوید که برای امر خیر تماس گرفته است. سپس وضعیت عمومی و شرایط پسر را مثلا این گونه بیان کند: (دقت

 

کنید! اگر می خواهید شناخت کاملی از دختر خانم داشته باشید، خودتان نیز توضیح کاملی از خانواده پسر و آقا

 

زاده بدهید.) آقا پسر 28 ساله است، هیکل متوسطی دارد، قد بلند است، لیسانس رشته فیزیک است و به صورت حق

 

التدریسی در آموزش و پرورش کار می کند. پدرش کارمند بهداری است. مادرش خانه دار است. 5 تا خواهر و

 

برادر هستند. در پایان به محدوده محل زندگی هم اشاره کنید.

 

 

احتمالا پس از سخنان شما، مادر دختر خانم هم توضیحاتی راجع به خانواده و دختر خود می دهد. اگر آن

 

توضیحات برای شما کافی نبود، می توانید پرسش هایی در محدوده توضیحات خودتان، داشته باشید. چون شما قبلا

 

آقا زاده را به طور کامل معرفی کرده اید.

 

 

برخی پرسش ها به ویژه در اولین تماس تلفنی دور از شان اخلاقی بوده و ممکن است در ذهن دو خانواده نگرش

 

منفی نسبت به یکدیگر ایجاد کند.

 

 

طرح سوال هایی مثل: دختر خانم شما سفید است یا سبزه؟ چاق است یا لاغر؟ یا آقا پسر در دانشگاه دولتی درس

 

خوانده یا آزاد؟ و مانند این ها، هرگاه به صورت حضوری و به وسیله خود دختر و پسر باشد، نتیجه بهتری را در

 

نگرش خانواده ها نسبت به یکدیگر خواهد داشت.

 

 

اگر خانواده پسر در اولین برخورد به دلیل بی اطلاعی از روش های خواستگاری اطلاعاتی به خانواده دختر

 

ندهند، خانواده عروس می توانند مشابه توضیحات فوق، اطلاعات کاملی درباره دختر خانم بدهند سپس بگویند:

 

شما هم لطف کنید در همین حد اطلاعاتی را درباره آقازاده تان بدهید.

 

 

ممکن است دو خانواده در اولین تماس تلفنی یا برخورد حضوری احساس کنند مناسب یکدیگر نیستند، در این

 

صورت باید به روشی محترمانه همدیگر را توجیه کنند.

 

 

 مثلا هرگاه در اولین تماس تلفنی یا برخورد حضوری، خانواده پسر، بیان کرده اند که آقازاده دانشجوست و در

 

 

حال حاضر شغلی ندارد، اگر خانواده دختر قصد دارند جواب رد بدهند، باید توضیح دهند که خانواده ما دوست

 

 

دارد این زوج، زودتر زندگی مشترک شان را شروع کنند، در حالی که آقازاده شما دو سال و نیم دیگر درسش

 

 

تمام می شود و تا هنگامی که بتواند اداره زندگی مستقلی را به عهده گیرد، زمان زیادی لازم است. لذا مناسب

 

 

شرایط دخترمان نیست. بعد هم عذرخواهی، تشکر و خداحافظی کنند.

 

 

اگر یکی از خانواده ها در شرایطی قرار گرفت که پس از تماس تلفنی تشخیص داد شرایط شخص مورد نظر مناسب

 

 

نیست و برای گفتن «نه محترمانه و منطقی» آمادگی ذهنی نداشت، از خانواده پسر درخواست کند چند روز بعد

 

تماس بگیرند.

 

باید توجه داشت که «نه» گفتن و توجیه آن را به روش های متفاوتی می توان انجام داد. گاهی بیان پاسخ «نه»

 

 

توسط بعضی از خانواده ها توهین آمیز است و اثرات نامطلوب روانی بر خانواده مقابل می گذارد. مثلا می گویند:

 

 

دختر ما از این که بیان کند شغل پدر شوهرش فلان است خجالت می کشد، یا پسر ما دوست دارد که پدر خانمش

 

 

در قید حیات باشد!

 

 

با یک توجیه منطقی و محترمانه می توان از درگیری های ذهنی خانواده ها کاست. باید سعی کنیم به عنوان یک

 

 

انسان برای شخصیت هم نوعان خود ارزش قائل شویم و چند دقیقه از وقت مان را به آماده کردن یک پاسخ مناسب

 

 

اختصاص دهیم. برخورد محترمانه علاوه بر همه فواید اخلاقی و انسانی، باعث می شود که خانواده پسر، دختر

 

 

خانم را برای ازدواج به خانواده های دیگری معرفی کنند.

 

 

برگرفته از کتاب " گذر از پیچ و خمهای خواستگاری" نوشته سیده بتول حسن پور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


:: ::  نويسنده : احسان

درباره وبلاگ

این وبلاگ برای کسیکه عاشقانه دوستدارش بودم وهستم هنوز!!!!وتمام وجودم ازآن اوشد راه اندازی شد. برای اوقاتیکه درکنارش نیستم ودلتنگش میشوم برایش مینویسم.ومیگویم که ان لحظات راکه درکنار ت نیستم ومحبتم رانثارت بنمایم بازهم دلتنگ توام ،قدم به دنیای مجازی بگذاروبدان که عاشقانه دلتنگ دیدارتو ام .بی بهانه بگویم نوشتن را دوست دارم بخاطر تو ای صدف زندگانی ام. اماافسوس ...که مرا شکست... من وباورهایم را... آنقدری که فکرمیکردم مرادوست دارد وبرایش ارزش دارم... نداشتم!!دوست داشتن من سبب گشت تا که....... اومرا به رایگان به غروری کاذب بفروشد... حرمتها شکسته شد ....وبی تردید برای شکستن حرمتها بدان شکل پشیمانی به همراه داشته است... حال آنچه که مانده است...یک دل شکسته ودنیایی غریب مانده است! دنیایی رنگین ازخاطراتیکه باهم داشتیم وارزوهاییکه دوست داشتم با هم به انهابرسیم ... شاید از احساسیکه من درقلب وتمام وجودم به او داشتم هیچگاه بحقیقت به یقین نرسید.شاید میگفت که دوست داشتن من را ازاعماق قلب به یقیین وباور رسیده است... اماگمان میکنم که .... فرزانه ام من به حال وهوای همان روزهای عاشقی اینجا می آیم وعاشقانه بازهم ازاحساسم مینویسم!!!!چون تمام دنیای احسانت بوده ای وهنوزهم آن اولینی !!!...این روزها وشبها وسال به سالی که برمن بگذشت با این باور که نبودنهایمان کنارهم باورشدنی نیست برمن بسیارسخت بگذشت... هنوزهم باورم نمیشود که چگونه رفتارشد با این دل احسانت...
آخرین مطالب
پيوندها




                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران